بچه من! من میترسم - تاریخ: 1395/12/13 ساعت: 9:42
عزیزم سلام زندگی همیشه جریان دارد... من یک انشان عادی ام با ارزوهای بزرگ.. برای تو... من خیلی دوست داشتم کارهایی بکنم که نشد... ارزوهایی که در سر ماند و رشد نکرد... خیلی دوس دارم ادم خوبی باشم..ادمی عادی و سالم.. میخام مادر سالمی باشم... دوس دارم تو بهترین باشی... و من برای اینکار باید بهترین مادر ب...
غربالگری - تاریخ: 1395/12/13 ساعت: 9:42
سلام بچه من دیشب یازدهم اسفند 95 با پدرت و خاله حوری پا به ماه رفتیم سونوی غربالگری انقد خووووب بودی... دائم تکون میخوردی و دست و پاتو حرکت میدادی.... من و بابات لحظاتی هم صدای قلبت رو شنیدیم.. خیلی تند میزد فدای تو بشم من... دکتر نتونست جنسیتت رو تشخیص بده...گفت هفته بعد می اومدید شاید میشد... من ا...
خدا کنه... - تاریخ: 1395/11/21 ساعت: 17:03
سلام دو روز هست که مشکوک به بارداری ام... واسم دعا کنین راستی شاید با ماشین خودمون بریم سفر طولانی.. دعا کنید بسلامتی برسیم اگه نی نی داشته باشم خیلی خووووشحال میشم فعلن
عجیبه واقعا - تاریخ: 1395/11/21 ساعت: 17:03
سلام امروز صبح اخرین امتحانم بود و همسرم منو رسوند.. یعنی میخاست برسونه... بین راه کم بود بزنه به یه موتوری و وقتی بخیر گذشت و کلی فحش نصیب موتوری شد, من اعتراض کردم...ایشونم که مث همیشه خیلی انتقادپذیره دادوبیداد کرد و گفت ناراحتی نیا با من.منم گفتم نمیام..بلد نیستی چرا به بقیه فحش میدی؟؟ و ایشون ا...
خوووووووووش خبری - تاریخ: 1395/11/21 ساعت: 17:03
21 دیماه 95، بیبی چک صبح و بدنبالش ازمایش خون تو روز تعطیل.. بعد کلی اینور اونور یه خانوم مهربون کارمونو راه انداخت و 5دقیقه بعد گفت مثثثثثثثثثبت همیشه دوس داشتم لحظه ای که نیفهمیم ببینم واکنش همسرم چیه؟ بیبی چک روی سنگ ورودی Wc من اینور رو زانوهام و اونم اونور... اولش منفی نشون داد... بعد چند دقیقه...
سفر تمام شد.. - تاریخ: 1395/11/21 ساعت: 17:03
سلام بعد از 10 روز از سفر برگشتیم.. 4700کیلومتر راه رفتیم//( البته با ماشین ها:) نی نی من حالش خوبه و از خدا میخام سالم و سلامت باشه خیلی بهم انرژی میده و گاهی خیلی هم انرژی میگیره... همسرم خیلی بفکر ما هست و تلاشش رو چندین برابر کرده.. اسم نی نی مون فعلن " بَبرَک " بمعنای ببر کوچک هست.. اخه اسم باب...
نی نی - تاریخ: 1395/11/21 ساعت: 17:03
سلام امروز اولین سونوی بچه م رو انجام دادم و حالش خوب بود تصمیم دارم از این به بعد نوشته هام خطاب به فرزندم باشه... بچه م من بی صبرانه منتظر لمست هستم دستهات گونه هات تو سرشار از عشقی تو ثمر عشق من و پدرتی
افت و خیز هیجان - تاریخ: 1395/10/18 ساعت: 1:36
سلام هر از کاهی دچار نوسان در احساسات میشم... بعد از یکی ماه ارامش نسبی دوباره دارم همینطوری میشم... خسته م از این حالت.. نمیدونم چه مرضی ست.. احساس میکنم شوهرم منو مث یک ربات کنترل میکنه.. اخیرا با یکی از دوستانش که دختره و متاهل میخایم کاری انجام بدیم... فکر میکنم این مساله بیشتر مردد م کرده و باع...
خیلی بده... - تاریخ: 1395/10/18 ساعت: 1:36
سلام خیلی کسل ام.. دیگه حس منت کشی ندارم...حس ازخودگذشتگی و سربزیر موندن و اطاعت های بی چون و چرا... دلم هوای تازه میخاد...دوست دارم خودم باشم... یکم رژ بزنم...لاک بزنم... لاک هام خشک شده...من بامید سالهای بعدم که بتونم خودم باشم اما اونموقع جوونی نیست.... حس این کارا نیست یا اگرم باشه شکلش فرق میکن...
بیمار شدم - تاریخ: 1395/10/18 ساعت: 1:36
باور کنید بیمار م.. در گذشته پرسه می زنم و دائم داغون تر میشم... خوب شد عروسی گرفتم... اگه نمیگرفتم چی میشد... دائم دارم به عروسی افرادی که میخان بگیرن فکر میکنم .. عروسیم خیلی ساده بود.. خیلی به فرزانه فکر میکنم... هنوز عروسی نگرفته.. کاش میذاشتن باهاش ارتباط داشته باشم...راستش فکر میکنم همسرم در ج...
دوست قدیمی من - تاریخ: 1395/10/18 ساعت: 1:35
سلام امشب به دوستی از دوران دبیرستان زنگ زدم و فهمیدم عروس شده..البته در ارتباط بودیم همیشه منتها یه مدت بی خبر بودم .. خیلی بهم انرژی مثبت داد... شوهر ایشونم داره دکترا میخونه در رشته قضاوت.. خیلی شرایطش شبیه به من.. اروم ترم کرد. امروز شوهرم گفت ازت یه چی میخام..... که در همه شرایط روحیه ت رو حفظ ...
بی عنوان - تاریخ: 1395/10/18 ساعت: 1:35
خیلی حالم بده... اگه میدونستم میتونم به یکی تکیه کنم...یک لحظه هم نمیموندم... من میدونم روزی رها میشم... روزی همه چیو ول میکنم و میرم.... من مرد این بازی نیستم............... من زیر این فشار له میشم... من دارم میمیرم تو این قفس..که اسمشو میذارن چارچوب مرد .... زن وارد خانواده مرد میشه... خسته ام از ...
ارام ام - تاریخ: 1395/10/18 ساعت: 1:35
سلام یکم بهترم.. باید کنار بیام یه خوبی هایی و یه بدی هایی.. همه همین اند ضمن اینکه همسرم بیشتر کنار میاد منتظر نی نی هستیم.. هر وقت خدا بخواد..
امان از نحو - تاریخ: 1395/10/18 ساعت: 1:35
سلام یه درسی دارم باسم نحو.. ترم پیش افتادم.. این ترم هم احتمالا بیفتم... اگه اون دختری که دوس داشتم نشدم... اون مادری میشم که دوس دارم...
ای کاش.. - تاریخ: 1395/10/18 ساعت: 1:35
سلام شوهرم خیلی درگیر درسهاش شده و من از خدا خاستم بتونم صبور در کنارش باشم... چند تا چیز دوس داشتم واسش بخرم...که حاضرم بخاطرش النگوهامو بفروشم... یکی یه جفت کفش یکی یه میز چوبی کوچک که وقتی میشینه رو زمین، لبتاپشو بذاره روش تا انقد خم نشه.. دیگه یه نوار مغزی تا خیالم از تیرکشیدن های سرش راحت شه .....
سلاااام - تاریخ: 1395/10/18 ساعت: 1:35
سلامامروز ساعت یازده امتحان داشتم وعالی بود..فقط یه استباه داشتم.. فقط مونده تجزیه وتحلیل که شش روز دیگه است.. امیدوارم اینم به خیروخوبی تموم شه.. وهمه در امتحاناتشون موفق بشن راستی...دوستم واسه آتلیه و عکس عروسیش ده میلیووووووووووون تومان هزینه کرده!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
دوستت دارم - تاریخ: 1395/8/29 ساعت: 3:04
سلام به همه یه چیزی که بیشتر هم در فیلم هاست منو متعجب مبکنه.. تصور کنید: 1- یه خانم تو زندگی مشترکش خیلی افسرده و تنهاست...به دنبال خلاصی و جداییی است ..کلی ماجرا پیش میاد و لحظات اخر یا بعد از طلاق به طریقی میفهمه که شوهرش خیلیییی دوسش داشته و داره ... امااااااااااااااااااااااا این خانم تا اون لحظ...
ماشین خریدیم - تاریخ: 1395/8/29 ساعت: 3:04
سلام خوبین؟ اینروزا کمتر اومدم ..ببخشید دیروز ماشین خریدیم.. ماشینی معمولی و تقریبا خالی شذیم تا اول ماه... خدارو شکر.. شرایط خانوادگی همچنان بهم ریخته س.. دعا کنید.. سپاس
همه چی آرومه - تاریخ: 1395/8/11 ساعت: 18:25
سلام به همه گی این روز ها آرام ترم گرچه با یک مشکل خانوادگی درگیرم ولی با همسرم خوبیم و آرامش داریم... دوست دارم یجوری انرژیمو تخلیه کنم .. مسافرتی برم ... یکم ریلکس بشم... نمیدونم این نوسانات احساس فقط در من هست یا بقیه م دارن و طبیعیه؟؟
سلام - تاریخ: 1395/7/28 ساعت: 22:18
سلام.. از دیشب تنهام و همسرم ی سفرکاری رفته... دیشبو تنها خابیدم.. اخه کمی می ترسیدم اما خوشبختانه مشکلی پیش نیومد... اوضاع بهتره... مشکلی خانوادگی واسم پیش اومده و روابط کدر شده... فقط میدونم اگه لازم باششه باید ارتباط با خیلیا قطع شه... مهم حریم زندگی خودم ه... فردا میخام بچه هامو پرورش بدم... بای...

برچسب‌های مرتبط

افت و خیز | افت و خیز کوانتومی | افت و خیزهای کوانتومی | خیلی بدهکارم | خیلی بدهی دارم | بیمار شدم | چرا من بیمار شدم | دوست قدیمی من | دوست دختر قدیمی منصور | بی عنوان