خرید بک لینک

سلام

امروز صبح اخرین امتحانم بود و همسرم منو رسوند.. یعنی میخاست برسونه...

بین راه کم بود بزنه به یه موتوری و وقتی بخیر گذشت و کلی فحش نصیب موتوری شد, من اعتراض کردم...ایشونم که مث همیشه خیلی انتقادپذیره دادوبیداد کرد و گفت ناراحتی نیا با من.منم گفتم نمیام..بلد نیستی چرا به بقیه فحش میدی؟؟

و ایشون ایندفعه ما رو نزد ولی بجاش................

نگه داشت و گفت پباده شو!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

حالا کجا؟؟ وسط جاده ......

و بعدم رفت...........


خاستم بگم ما اینجور خانواده ای هستیم..

خدا عاقبت ما رو بخیر کنه..


هعععععییییییییییییییییییی

برچسب: نویسنده: آوا کاشفی تاريخ: پنجشنبه 21 بهمن 1395 ساعت: 17:03

صفحه بندی