خرید بک لینک
سلام خیلی دیر به دیر میام درگیرم ولی درگیری خوب 16 تیر ویزای پسرم اومد و ما همچنان منتظر ویزای خودمان هستیم 20 تیر درحالیکه هر دو مادرجونش اینجا بودن دندون پایین سمت راستش نیش زد و 22 تیر بعد از یکی دادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آوا کاشفی تاريخ: چهارشنبه 22 اسفند 1397 ساعت: 15:22

سلااااااااااام

امروز از قوچان اومدیم

21 افطاری خونه بی بی

ایلیا سه روزه میگه "ماما"

پسرم خیلی بزرگ و مرد شده

منتظر ئیزا هستیم و با امین روزهای خوبی رو سپری میکنیم

امین روزه هاش رو میگیره..

چیز بدی راجع به بابا شنیدم که داغونم کرد

بانک انصار

خدا بهش کمک کنه


همه چی خوبه

فعلا

برچسب: نویسنده: آوا کاشفی تاريخ: چهارشنبه 20 تير 1397 ساعت: 16:18

سلام

من اومدم

پسرم دو روز هست که سینه خیز میره

البته وقتی چیزی رو بخاد ...

خیلی عزیز شده و من و باباش عاشقشیم

زندگی میگذره و ما منتظر ویزا هستیم

امیدورام هرچی خیره پیش بیاد

برچسب: نویسنده: آوا کاشفی تاريخ: چهارشنبه 20 تير 1397 ساعت: 16:18

سلام

20 فروردین کامل غلط خورد

25 فروردین پسرم گفت دَ دَ دَ

27 فروردین گفت با با با


الان خیلی شیرین ده و چند روزی هست که سرزبونی میگه "ز" و "س"

چندروزی شیرمو نخورد، مجبور شدم شیرخشک بدم و شیرمو دوشیدم..

االان تا حدودی میخوره شیرم رو

کلی هم غذا میخوره

برچسب: نویسنده: آوا کاشفی تاريخ: شنبه 29 ارديبهشت 1397 ساعت: 22:53

سلام

رمزم پاک شده بود و کلی دردسرکشددم

پسرم 4 ماه و 9 روزش شده

دیروز گفت "با"


بابام امشب ولیمه گرفته بود واسه ایلیا

همسرم نه رفت، نه زنگ زد

خیلی ازش ناراحتم

خسته شدم

همه ش شعار میده

هیچ پیشرفتی نداشتیم

منو منزوی کرده

بابام امروز به صدا اومد

گفت ارزششو نداشتین

خیلی ناراحتم

شوهرم بیماره@!!!

برچسب: نویسنده: آوا کاشفی تاريخ: دوشنبه 23 بهمن 1396 ساعت: 14:46

دیشب پسرم از 11:30 تا 5 بیدار نشد واسه شیر..

یه رکورد جدید


دیشب واسش لباس خریدیم

عاشقشم

برچسب: نویسنده: آوا کاشفی تاريخ: دوشنبه 23 بهمن 1396 ساعت: 14:46

سلام

بمروز صبح به پسرم چندقطره آب پرتقال دادم و خیلی خوشش اومده

الان داره گریه میکنه

انگار هنوزم میخاد

دیشب خودش بالاخره پستونکو برد تو دهنش

برچسب: نویسنده: آوا کاشفی تاريخ: دوشنبه 23 بهمن 1396 ساعت: 14:46

یادمه بچه بودم بابام میگفت الان ساز زدن یاد میگیرید..یه روزی تو زندگی دلتون میگیره و میشینید ساز میزنید و حال میکنید... . . . الان میفهمم چی میگفت امشب بعد مدتها دست به ساز شدم..سازی که حالا خیلی شکسته و داغون شده.. زدم وخوندم و با تمام سلول های بدنم معانی اشعارو درک کردم و بخودم نسبت دادم: گل گلدوادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آوا کاشفی تاريخ: دوشنبه 29 خرداد 1396 ساعت: 17:52

سلام

گاهی هررفتاری میکنم جواب نمیدهوو

همسرم روزه میگیرخ و میگم شاید از گشنگی باشه ولی یرچیزهای کوچک عصبی میشه و قهرمیکنه..

تازه میگه چون بارداری رعایتتو میکنم..

بخدا من ارومم ولی اون زود جوش میاره..

وقتی هرازگاهی جایی هم میریم همه ش نگرانم نکنه از جا در بره :(

راستی پسرم خیلی جنب و جوش داره :)

برچسب: نویسنده: آوا کاشفی تاريخ: شنبه 27 خرداد 1396 ساعت: 13:34

سلام..

مدتی است خاطرات روزانه را در دفتری می نویسم و کمتر اینجا میاموو

باید بگم که اوضاع خوبه و کمی شلوغ شده سرمون..دفاع همسرم نزدیکه و من هم در حد توان کمکش میکنم..تایپ و ترجمه و البته تقویت روحیه..

ایلیای من خیلی شلوغکاره و دائم ورزش میکنه..:)

وقتی بیاد باباش دکتر شده و من باین موضوع افتخار میکنم

دعا میکنم روابط آدما هر روز بهتر از قبل بشه...

برچسب: نویسنده: آوا کاشفی تاريخ: يکشنبه 7 خرداد 1396 ساعت: 17:16

دیروز قرار بود همسرم پیش دفاع داشته باشه و من برای هفته بعد که دفاع نهایی بود کلی برنامه داشتم.. از اینکه گل و کادو بخرم تا اینکه خانوادم بیان و همه این روز رو شاهد باشیم.. منتظر بودم از اون لحظات فیلم بگیرم و بعد کلی عکس .. تا دلی از عزا دربیارم و از یکی از مهمترین وقایع زندگیمون عکس های خوب داشتهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آوا کاشفی تاريخ: يکشنبه 7 خرداد 1396 ساعت: 17:16

سلام پسرم اینروز ها خیلی ضربه میزنه... ماشاالله خیلی هم منظم و متقارن ضربه میزنه.. اینروزا همسرم مشغول آماذه شدن برای دفاع نهایی تز دکتراش هست..و این یکم از مشغله ما کم میکنه و بهتر میتونم واسه آینده تصمیم بگیریم.. اگ هبخواهیم بریا خارج از کشور و بستادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آوا کاشفی تاريخ: جمعه 22 ارديبهشت 1396 ساعت: 2:59

قوی باش بچه ام خصوصا اگه دختر ی... نذار احساساتت، تو رو ضعیف کنه.. بذار هر کی هر چی میگه بگه... تو به اونچه که اعتقاد داری عمل کن... راستش باید بگم بهت که من در زندگی خانوادگیم ضعف از زن زیاد دیدم.... اما همیشه ترس داشتم که اونطوری نشم..مادرخوبی باشادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آوا کاشفی تاريخ: يکشنبه 17 ارديبهشت 1396 ساعت: 12:27

پسر عزیزم ایلیا امروز 28 فروردین 96 ، من و پدرت با شوق فراوان به سونوگرافی رفتیم تا جنسیت تو را بفهمبم.. خیلی زود نوبتمان شد..حدود چهاروسی عصر. دکتر ابتدا اطلاعاتی از غربالگری را اعلام کرد تا منشی یادداشت کند و بعد بی وقدمه گفت : جنسیت male من با ذوادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آوا کاشفی تاريخ: يکشنبه 17 ارديبهشت 1396 ساعت: 12:27

سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام


امروز بارداری من به نیمه رسید

هوراااااااااااااااااا

فردا میخام با پسرم جشن بگیرم..

دو تاییییییییی

بابایی نیستش و الا اونم شریک میشد...


از خدا واسه پسرم بهترین آرزوهارو دارم.

بووووس برای ایلیای مهربانم.....


دوستت دارم.


برچسب: نویسنده: آوا کاشفی تاريخ: يکشنبه 17 ارديبهشت 1396 ساعت: 12:27

صفحه بندی