خرید بک لینک

سلام

هر از کاهی دچار نوسان در احساسات میشم...

بعد از یکی ماه ارامش نسبی دوباره دارم همینطوری میشم...

خسته م از این حالت.. نمیدونم چه مرضی ست..

احساس میکنم شوهرم منو مث یک ربات کنترل میکنه.. اخیرا با یکی از دوستانش که دختره و متاهل میخایم کاری انجام بدیم... فکر میکنم این مساله بیشتر مردد م کرده و باعث تشویش ذهنم شده...

بد بینی و خوابهای پریشان

نمیدونم چ ه کنم با این ذهن پُر........

یه چیزی که عذابم میده اینه که خاهرام و بفیه هر پیامی یا زنگی که میزنن شوهرم گیر میده بگو دقیقا چی گفتن..

بخدا بارها قسمم دادن مسایل شون رو نگم به شوهرم...اما گیر میده و من اسرار اونا رو میگم

میخام بگم خاهرام دیگه بهم اتماد نکنن..من لیافتشو ندارم..

من هیچ حریمی ندارم که شوهرم نباشه توش..

نمیدونم چقد تحمل دارم...

موندم..دوباره افکار بد و منفی اومده سراغم و لحظه ی رهام نمیکنه..

نمیتونم از گذشته بیرون بیام..با مشکلات کناربیام...همه ش فکر میکنم در حقم کوتاهی شده...

خیلی داغونم

تحمل تنهایی ندارم ...خیلی به شوهرم وابستگی دارم و این از حد گذشته....

خیلی ادم بیخودی ام

برچسب: افت و خیز,افت و خیز کوانتومی,افت و خیزهای کوانتومی, نویسنده: آوا کاشفی تاريخ: شنبه 18 دی 1395 ساعت: 1:36

صفحه بندی